وقتی یاد دفتر کوچیک جبهه ی سبز همدان میفتم اون اولا ،که هنوز یه اتاق کوچیک بود توی طبقه ی دوم یه پاساژ نیمه متروک بین همه ی چهره های جوون و پرحرارت یکی بیشتر از بقیه توی ذهنم موندگار شده . یکی که خنده های بی غل و غش و صفا و صمیمیتش آدمو گرم می کرد و انرژی می داد. اونم کسی نبود بجز “آرش هنرآسا”. به معنای واقعی مرد بود ، عاشق طبیعت ، دوست، یه دوست بی نظیر و هرچی دیگه بگم کم گفتم. بذار بگم واسه من این آرش همون آرش افسانه ای است که حاضر بود جونشو بذاره توی تیر و پروازش بده تا آخر دنیا. همین کارو هم کرد. الان دیگه بین ما نیست . رفت که با طبیعت یکی بشه و ما رو تنها بذاره. ولی هنوزم آبشار گنجنامه، میدان میشان و قله ی الوند همدان سنگ به سنگ و قطره قطره یاد آرش رو با خودشون دارن.
آروم بخواب دوست من آروم شاید این دنیا لیاقت تورو نداشت یا شایدم ما. برای ما تو همیشه زنده ای.
وبلاگ آرش هنرآسا بنام جبهه سبز همدان
مربوط به موضوع های: محیط زیست | بر چسب ها: همدان, هنرآسا, آرش, جبهه سبز








