خودکشی دختران دانشجو؛ حفظ آبرو یا رسیدن به بن بست ؟

در پست خودکشی دختران دانشجو… گفتم که نمی دانم باید چکار کرد . ولی حالا با توجه به آسیب شناسی قضیه یک راه حل به نظرم رسیده . فعلا تنها حربه ای که برای فشار بر دختران دانشجو در اختیار است همان تجاوز جنسی است و آبروریزی ناشی از آن که دختران را تا سرحد مرگ به عقب می راند و این ناشی از تابوهای جنسیتی حاکم است که هر دختری چنین چیزی برایش اتفاق بیفتد فاسد است. این بحث گرچه خیلی پیچیده است ولی در شرایط کنونی جز اعمال فشار روانی مضاعف نتیجه دیگری در برندارد بنابراین منطقی تر این است که خانواده ها با درک مشکلات فرزندانشان ، بخصوص دختران، در شرایط خاص از آنها حمایت کنند. البته دلیل اصلی تر این قضیه به خود خانواده بر میگردد که چنان در غم نان فرورفته که حاضر می شود شعور اجتماعی خود را با آنچه از بیرون دیکته می شود تطبیق بدهد تا در سایه ی توهم “آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه” زندگی راحت که نه ، بی دردسری داشته باشد.

ولی این شکافی که بین نسل پدران و مادران و فرزندان وجود دارد باید پر شود تا به محض ایجاد مشکلات اینچنینی برای دختر یا پسر که به ناحق تحت فشار قرار می گیرد بتواند با کمک خانواده و حتی دوستان قابل اعتماد به راه حلی برسد یا حتا حمایت خود خانواده در پیگیری موضوع شدت فشار را کاهش خواهد داد و این حربه ی کثیف را بی اثر خواهد کرد.

حالا خواهرم شجاع باش و تلاشتو بکن ، و نترس که من تا جایی که در توانم باشه ازت حمایت می کنم.

کسی از اون دختر دانشجوی زنجان خبر داره؟ چه زود فراموشش کردید.

يك پاسخ برايش بگذاريد